تبليغاتX
موفقیت نزدیک است

« ذكات علم ، نشر آنست»

سلام دوستان عزيز

  سال نو مبارك

كتابچه الكترونيكي "تمرينات كلامي" در جهت برآورده شدن خواسته‌ها و آرزوها...

در صورت تمايل به دريافت اين كتابچه از طريق كامنت و با درج "مشخصات خود و آدرس ايميل" درخواست خود را اعلام نماييد.

با تشكر - مديريت وبلاگ

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/01/28ساعت 19:5  توسط   | 

آيا بلديد همسر انتخاب كنيد؟!!!

آمار مربوط به طلاق در سال گذشته ، حيرت انگيز بود! از هر پنج ازدواج در تهران ، چهار ازدواج  و در شهرستان هاي بزرگ سه ازدواج به طلاق منجر شده است! اين آمار واقعا وحشتناك است.  به چه دلايلي ازدواج در زمان ما تا اين حد ناكام است؟ آيا اصولا امكان ازدواج موفق در زمانه ما وجود ندارد؟ به نظر من همه ما بايد دست به دست هم بدهيم تا انتخاب همسر و سپس ازدواج را هر چه بيشتر موفقيت آميز كنيم . موفقيت در ازدواج يكي از اركان موفقيت در كل زندگي است. اگر شما در هر زمينه ديگري موفق باشيد اما در منزل، يعني در جايي كه بايد احساس امنيت و آرامش كنيد ، خوشحال و آرام نباشيد همه ي موفقيت هاي ديگرتان هم تحت الشعاع قرار مي گيرد. بنابراين بايد و حتما بايد در زندگي زناشويي و خانوادگي خود موفق باشيد. به سوالات زير دقت كنيد:

·     آيا شما همسر داريد؟ اگر  نه ، آيا در فكر انتخاب همسر هستيد؟

·     چگونه همسر انتخاب كنيم؟

·     مهمترين معيارها در انتخاب موفقيت آميز همسر كدامند؟

·     از كجا بدانيم كسي كه براي همسري انتخاب كرده ايم جفت مناسبي براي ماست؟

·      معيارهاي ظاهري در انتخاب همسر مهم ترند يا معيارهاي دروني تر و باطني تر؟

·     چگونه مي توانيم تضمين كنيم كه دختر يا پسري كه براي ازدواج انتخاب كرده ايم همان جفت ايده آل ماست؟

اگر مي خواهيد پاسخ اين سوالات  و بسياري سوالات مشابه را بدانيد به كتابچه كاربردي  "زوج خورشيدي"  مراجعه كنيد.

براي دريافت اين كتابچه كافي است مشخصات زير را براي من بفرستيد تا دفترچه را در اختيارتان قرار دهم:

 

نام و نام خانوادگي :                    ميزان تحصيلات:

سن :                                         شغل:

 ايميل:                                        شماره تلفن تماس:

 آدرس:                  

             

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/10/02ساعت 0:19  توسط   | 

اصلي ترين كار

يك شب، ساكنان كره زمين، با پدیده عجيب و منحصربه‏فردى رو به رو شدند. اول صداى مهيبى به گوش رسيد و سپس يك شى‏ء بزرگ، مانند يك بشقاب پرنده، بر زمين فرود آمد! در اول همه از آن مى‏ترسيدند، ولى بعد كه با وسايل مجهز به آن نزديك شدند ديدند جايى براى ترس و وحشت وجود ندارد چون آن شى‏ء، صرفاً يك دستگاه بزرگ و بى‏خطر است. مدت‏ها طول كشيد تا افراد كره زمين بتوانند چيزى را كه روى دستگاه نوشته شده بود به زبان زمينى ترجمه كنند. حدس مى‏زنيد روى دستگاه چه عبارتى نوشته بود؟ خيلى ساده، نوشته شده بود: «اصلى‏ترين كار». اما باز هم كسى معنى آن را نفهميد. بعد از ماهها تلاش، سرانجام طرز كار دستگاه و ورودى خروجى آن هم كشف شد. نتيجه حيرت‏آور بود! ورودى دستگاه، مشخصات كامل يك فرد بود. فرقى نداشت كه او چه كسى باشد، كوچك يا بزرگ، فقير يا پولدار، تحصيل‏كرده يا بى‏سواد يا... به هر حال دستگاه غول‏پيكر، مشخصات او را مى‏گرفت و در قسمت خروجى، يك چيز تحويل مى‏داد. آن چيز، كار اصلى و مأموريت او در روى كره زمين بود! در اول كسى باورش نمى‏شد كه نتيجه‏اى كه دستگاه به آنها مى‏دهد حقيقى باشد اما خيلى زود مشخص شد خروجى دستگاه در واقع همان رؤياى فراموش شده زمان كودكى هر كس است. رؤيايى كه انگار، روزى آن را گم كرده و اينك دوباره يافته است. به زودى نوعى كشش و علاقه شديد بين فرد با نتيجه‏اى كه دستگاه نشان مى‏داد، آشكار مى‏شد و او خواهى نخواهى همه كارهاى فرعى خود را رها مى‏كرد و به كار اصلى خود مى‏پرداخت. كارى كه در آن، كاملاً موفق بود و از انجامش لذت مى‏برد.

 چيزى نگذشت كه چهره كره زمين، به شدت تغيير كرد. درست مثل يك خانه آشفته و نامرتب كه ناگهان بانويى باسليقه در آن پاى مى‏گذارد. هر كس چيزى را كه بدان علاقه داشت انجام داد، آن هم به بهترين نحو و اجازه نمى‏داد مانع يا سدى، كارى را كه به انجام آن عشق مى‏ورزيد مختل كند يا از او بگيرد. هيچ‏كس خسته نمى‏شد و نمى‏خواست جاى كس ديگرى را بگيرد، چون همه مى‏دانستند نه كسى پيدا مى‏شود كه كار آنها را بهتر از خودشان انجام دهد و نه آنها قادرند كه كار ديگرى را به خوبى او به انجام برسانند. هر كس براى انجام همين مأموريت به دنيا آمده بود و مى‏دانست كه اين فرصت حياتى را نبايد از دست بدهد و نبايد زمان و انرژى خود را هدر دهد. حتى كارهاى به ظاهر «خير و خوب» هم نمى‏توانستند افراد را از انجام كار اصلى بازدارند. در نتيجه، هر كس به سادگى، به ايفاى نقش طبيعى خود مشغول بود. ساده است، مگر نه؟ اما اكثر ما همين كار ساده را هم انجام نمى‏دهيم. به سادگى مشغول كارهاى بيهوده مى‏شويم و گمان مى‏كنيم بيهوده به اين دنيا آمده‏ايم. اما آيا امكان دارد خداوند همه ما يا بعضى از ما را بيهوده آفريده باشد؟ به قول مولانا:

 هر ذره‏اى كه بينى بيهوده نيست در دهر

چون نيست كار يزدان بيهوده آفريدن

 انسان بيهوده آفريده نشده، و اين يك شعار نيست! اما نمى‏دانم چرا انسان امروز خيال مى‏كند، آمدنش به اين دنيا دليل خاصى ندارد و مى‏تواند سر خود را با سرگرمى‏ها و مشغوليت‏هاى بيهوده هدر بدهد. شما براي چه آفريده شده ايد؟

+ نوشته شده در  جمعه 1389/09/05ساعت 23:22  توسط   | 

هدفم گم شد!

نمى‏دانم داستان پيرمردى را شنيده‏ايد كه مى‏خواست به زيارت برود اما وسيله‏اى براى رفتن نداشت. به هر حال يكى از دوستان او، اسبى برايش آورد تا بتواند با آن به زيارت برود. يكى دو روز اول، اسب پيرمرد را  با خود برد و پيرمرد خوشحال از اينكه وسيله‏اى براى سفر گير آورده، به اسب رسيدگى مى‏كرد، غذا مى‏داد و او را تيمار مى‏كرد. اما دو سه روز كه گذشت ناگهان پاى اسب زخمى شد و ديگر نتوانست راه برود. پيرمرد مرهمى تهيه كرد و پاى اسب را بست و از او پرستارى كرد تا كمى بهتر شد. چند روزى با او حركت كرد اما اين بار، اسب از غذا خوردن افتاد. هر چه پيرمرد تهيه مى‏كرد اسب لب به غذا نمى‏زد و معلوم نبود چه مشكلى دارد. پيرمرد در پى درمان غذا نخوردن اسب خود را به اين در و آن در مى‏زد اما اسب همچنان لب به غذا نمى‏زد و روز به روز ضعيف‏تر و ناتوان‏تر مى‏شد تا اينكه يك روز از فرط ضعف و ناتوانى نقش زمين شد و سرش خورد به سنگ و به شدت زخمى شد. اين بار پيرمرد در پى درمان زخم سر اسب برآمد و هر روز از او پرستارى مى‏كرد. روزها گذشت و هر روز يك اتفاق جديد براى اسب مى‏افتاد و پيرمرد او را تيمار مى‏كرد تا اينكه ديگر خسته شد و آرزو كرد اى كاش يك اتفاقى بيفتد كه از شر اسب راحت شود. آن اتفاق هم افتاد و مردى كه اسب پيرمرد را ديد خواست آن را از پيرمرد خريدارى كند. پيرمرد خوشحال شد و اسبش را فروخت. وقتى صاحب جديد، سوار بر اسب دور مى‏شد، ناگهان يك سؤال در ذهن پيرمرد درخشيد و از خود پرسيد من اصلاً اسب را براى چه كارى همراه خود آورده بودم؟ اما هر چقدر فكر كرد يادش نيامد اسب به چه دليلى همراه او شده بود! پس با پاى پياده به ده خود بازگشت و چون مدت غيبت پيرمرد طولانى شده بود همه اهل ده جلو آمدند و به گمان اينكه از زيارت برمى‏گردد، زيارتش را تبريك گفتند! تازه پيرمرد به خاطر آورد كه به چه هدفى اسب را همراه برده و اهالى ده هم تا روزها بعد تعجب مى‏كردند كه چرا پيرمرد مدام دست حسرت بر دست مى‏كوبد و لب مى‏گزد!!

 بسيارى از ما در زندگى محدود خود، مانند اين پيرمرد، به چيزها يا كارهايى مشغول مى‏شويم كه ما را از رسيدن به هدف واقعى‏مان بازمى‏دارند ولى تا موقعى كه مشغول آنها هستيم، چنان آنها را مهم و واقعى تلقى مى‏كنيم كه حتى به خاطر نمى‏آوريم هدفى غير از آنها هم داشته‏ايم! البته خداى ناكرده نمى‏خواهم همه ابعاد اين داستان را با موضوع ازدواج مقايسه كنم اما در زمان انتخاب همسر هم همين مشكل پيش مى‏آيد، يعنى وقتى افراد در حال انتخاب همسر هستند باور ندارند كه دارند يكى از كليدى‏ترين تصميمات زندگى خود را عملى مى‏سازند، تصميمى كه خواهى نخواهى، تصميمات بعدى زندگى آنها را تحت‏الشعاع قرار خواهد داد. اكثر ما انگار عادت كرده‏ايم خود را به آب رودخانه‏اى بسپاريم كه نمى‏دانيم به كجا مى‏رود، و وقتى ناگهان با صداى آبشار از خواب بيدار مى‏شويم و مى‏بينيم در چند قدمى يك آبشار بزرگ در قايقى بى‏پارو نشسته‏ايم، تازه به خود مى‏آييم و متوجه سرازيرى آب مى‏شويم، اما ديگر خيلى دير شده و در معرض سقوطيم! جداً قبل از آنكه به مرحله سقوط برسيم، نمى‏توانستيم تصميم بهترى بگيريم؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/08/16ساعت 20:25  توسط   | 

مشاور باشگاه كلام خلاق

دوستان عزیز

با عضویت در باشگاه کلام خلاق، به سئوالات و ابهامات شما و راهنمایی های مربوطه در زمینه کلام خلاق، توسط مشاور و کارشناس سایت، پاسخ داده خواهد شد. منتظر ارتباط شما عزيزان هستیم.

 

جهت عضویت در باشگاه کلام خلاق، به آدرس زیر مراجعه نمایید:

http://www.hookaam.com/fa/component/user/register.html

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/04/21ساعت 12:41  توسط   | 

 

باشگاه كلام خلاق به درخواست دوستاني راه اندازي شده كه با استفاده از قدرت كلام ، به آرزوهاي خود رسيده اند. سوالي  كه اين دوستان مرتبا تكرار مي كنند اين است: چرا همه مردم به سادگي به همه آرزوهايشان نرسند؟ به قدرت اين سوال، به قدرت عشقي كه در آن نهفته است و به قدرت  كلمات ساده اما بزرگي كه در اين سوال وجود دارد باشگاه كلام خلاق را به نام پرعظمت خداي بزرگ راه اندازي مي كنيم.

 وقتي عضو اين باشگاه مي شويد  وظيفه اصلي شما اين است:  كلام خود را قوي كنيد تا بوسيله آن به همه آرزوها و خواسته هايتان برسيد و به ديگران هم ياد بدهيد كه همين كار را انجام دهند. 

اهداف باشگاه كلام خلاق:

-         احياي قدرت فراموش شده كلام خلاق .

-         رسيدن به خواسته ها و آرزو ها با استفاده از قدرت كلام( به عنوان ساده ترين ابزار در دسترس انسان).  

-          افزايش قدرت كلام و تحقق آن   .

-           افزايش جذابيت بوسيله پالايش كلام.

-         جلوگيري از به هدر رفتن انرژي حياتي خود و ديگران، كه كلام انسان نيزاز همان منبع است.

-         افزایش کیفیت زندگی خود و دیگران با استفاده تغییر محتوای کلام .         

-         ...

 آيين نامه باشگاه كلام خلاق:

-         در اداي كلماتم به قدرت الهي اتكا مي كنم.

-         تنها كلام مثبت، محبت آميز، آگاهي بخش و حقيقت را بر زبان مي آورم.

-         خانواده،دوستان، اطرافيان و عزيزانم را به گفتن كلام نوراني تشويق مي كنم.

-         هر روز بيشتر از روز قبل كلام خود را پالايش مي دهم.

-         هر لحظه مراقب كلام خود هستم .

-         هرگز دروغ نمي گويم.

-         از بيماري ها و آلودگي هاي كلام كه در ذيل به آنها اشاره مي شود پرهيز مي كنم، همانطور كه از مرگ مي گريزم.

       o   از كلام ظالمانه (مانند غيبت،تهمت،تمسخر و تفرقه ) پرهيز مي كنم.

       o از كلام ابلهانه(مانند بيهوده گويي، ادعاهاي واهي،پرگويي و...) پرهيز مي كنم.

       o از كلام منكرانه(انكار حق، تحقير حقيقت انساني، نيستي و ضعف حضور الهي و...) پرهيز مي كنم.

      o از كلام ناهمسو و ناهماهنگ با ارتعاشات محيط پرهيز مي كنم.

      o از كلام متناقض( كه خود را نقض مي كند، يعني هم چيزي را مي گويد و هم خلاف آنرا بيان مي كند) واز حرفهاي آلوده به ترس و ترديد و بدبيني و "شايد" ها و "اگر" هاي منفي پرهيز مي كنم.

       o از كلام بدخواهانه (ناشي از بدانديشي، نگاه بد و نفرت) پرهيز مي كنم.

       o از كلام مطلق(شكننده و خشك) كه بدون نرمش و بي انعطاف است پرهيز مي كنم.

       o از كلام باطل(دروغ گويي، ريا كاري و... ) پرهيز مي كنم.

-         به ازاي گفتن هر كلمه آلوده و بيمار ، خود را جريمه مي كنم.

-         هرگز قول نميدهم اما اگر قول دادم تا پاي جان بر سر قولم مي ايستم.

 

جهت عضویت در باشگاه کلام خلاق، به آدرس زیر مراجعه نمایید:

http://www.hookaam.com/fa/component/user/register.html

 

مشاور باشگاه كلام خلاق

دوستان عزیز

با عضویت در باشگاه کلام خلاق، به سئوالات و ابهامات شما و راهنمایی های مربوطه در زمینه کلام خلاق، توسط مشاور و کارشناس سایت، پاسخ داده خواهد شد. منتظر ارتباط شما عزيزان هستیم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/04/21ساعت 12:39  توسط   | 

آرزوها يتان منتظر شما هستند . به آرزوهايتان برسيد. نگذاريد آرزوهايتان در نقطه اي دوردست بميرند ومدفون شوند .

رسيدن به آرزوها كار سختي نيست. فرمول هايي ساده دارد و اصلا نيازمند عمري دويدن و نرسيدن نيست. من يكي از اين فرمول ها را به شما ميدهم . اما شما هم بايد قول بدهيد كه اين فرمول را اقلا به يك نفر ديگر بدهيد . ما بايد شاهد موفقيت همه انسان ها باشيم نه فقط خودمان.

فرمول شماره يك:

اين فرمول ساده است و تنها سه گام دارد كه آنها هم ساده اند. توجه كنيد:

اول : آرزوي خود را مشخص كنيد. هر چه باشد اشكالي ندارد. مادي يا عاطفي يا معنوي يا هر چه كه شما مي خواهيد. فقط مطمئن باشيد كه آرزويتان ، واقعا آرزوي خودتان است! تعجب نكنيد بسياري از آرزوهاي ما مال خودمان نيستند. يا تحميلي اند يا تقليدي يا تحت شرايط خاصي اشتباها گمان مي كنيم آرزوي مايند. اما آرزوي اصيل و حقيقي، خودجوش و ماندگار است و با تغيير شرايط به راحتي تغيير نمي كند.

دوم : يك قصد محكم داشته باشيد. قصد و نيت محكمي  كه معنايش اين باشد كه با تمام وجود ، با تمام قلب و روحتان ميخواهيد به آرزو و خواسته تان دست پيدا كنيد.  از اعماق دل و جان قصد  كنيد . بدون قصد محكم ، هيچ كاري نكنيد.

سوم: از كلام خلاق بهره ببريد. نه به شكل عبارات تاكيدي يا تصديق هاي مثبت كه در همه كتاب هاي موفقيت ديده مي شود . بلكه با انرژي گرفتن از منبع انرژي جهاني . يعني انرژي گرفتن از آفريدگار جهانيان و اتكا به قدرت او.قدرتي كه هر كاري را ممكن مي كند.

يعني :  آنچه را كه مي خواهيد و آرزويش را داريد،  در قالب يك جمله يا عبارت مثبت تنظيم كنيد . بطوري كه گويي پيشاپيش بدان دست يافته ايد. انگار همين حالا چيزي را كه طالب آنيد داريد و سپس كلمه آسماني را به جمله تان اضافه كنيد. حواستان باشد بدون كلمه آسماني ، به آرزويتان نمي رسيد چون آرزويتان نمي تواند انرژي لازم را كسب كند و محقق شود.

مثلا اگر مي خواهيد در آزمون دانشگاه موفق شويد بگوييد: من  به قدرت الهي دردانشگاه قبول شدم.

  يا اگر مي خواهيد همسر خوبي داشته باشيد بگوييد: من به لطف خداوند همسر بسيار خوبي دارم.  يا  من به قدرت الهي با جفت روحي خود ازدواج كردم.

اگر ايمانتان قوي باشد يك بار گفتن اين عبارات، براي رسيدن به نتيجه  كافي است. اما اگرهنوز باور نداريد كه به همين سادگي به آرزوهايتان ميرسيد ناچاريد در قدم هاي اوليه ، روزي چند بار اين جملات را تكرار كنيد. بهتر است اين تكرار صبح ها به محض بيدار شدن و شبها قبل از خوابيدن انجام شود.

 به همين سادگي مي توانيد به هرچه مي خواهيد برسيد. امتحان كنيد و اين فرمول را به يك دوست صميمي  هم بياموزيد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/04/21ساعت 12:38  توسط   | 

دوستاني كه عضو باشگاه كلام خلاق هستند لازم است براي پالايش كلام و قدرت بخشيدن به آن ، تمرين هايي را انجام دهند. اين تمرينها ساده و در عين حال بسيار موثرند.

هر تمرين را به مدت يك هفته انجام دهيد.

يك دفترچه تهيه كنيد. تمرين هفتگي را درسطر اول  صفحه  درج كنيد. در ذيل آن ، جدولي براي روزهاي هفته درست كنيد. هر روز اگر تمرين را كامل انجام داده باشيد به خود 10 امتياز دهيد و اگر تمرين ناقص انجام شده 5 امتياز و چنانچه فراموش كرده باشيد تمرين را انجام بدهيد امتياز شما صفر خواهد شد. تمام جملات يا كلمات منفي يا مخربي را كه از دهانتان خارج شده است را روي يك تكه كاغذ كوچك بنويسيد، روي آنرا با خودكار يا ماژيك قرمز ضربدر بكشيد  و در ظرفي نگهداري كنيد.

در انتهاي هفته جمع امتيازات خود را محاسبه كنيد. اگر جمع امتياز هفتگي شما بين 45 تا 70 بود به باشگاه اعلام كنيد تا جوايزي براي شما ارسال شود.

كاغذ هاي جمع شده در ظرف كلمات مخرب را در انتهاي هر هفته بسوزانيد . 

توجه داشته باشيد كه در هفته هاي بعد تمرين هاي قبلي همچنان امتداد پيدا خواهند كرد. تا به پالايش كامل كلام دست يابيد.

تمرين هاي هفتگي كلام خلاق(براي يكسال) :

 هفته اول: دروغ ممنوع( از هر نوعي و در هر سطحي)

هفته دوم: بيهوده گويي ممنوع

هفته سوم: غيبت كردن ممنوع

هفته چهارم: پرگويي ممنوع(كم گوي و گزيده گوي چون در)

هفته پنجم: تهمت ممنوع (هر گونه اتهام به ديگران چه مطمئن باشي چه نباشي ممنوع)

هفته ششم: چيزي را كه كاملا نمي فهمي نگو

هفته هفتم: سكوت : فقط به ضرورت حرف بزن (حرف هاي اضافه نزن)

هفته هشتم: حرف هاي تفرقه آميز ممنوع

هفته نهم: از عمق وجودت حرف بزن

هفته دهم: "نمي توانم" نگو(اظهار ضعف و ناتواني ممنوع)

هفته يازدهم:تمسخر ممنوع

هفته دوازدهم: حرف بي ادبانه ممنوع

هفته سيزدهم: قبل از گفتن مكث و انديشه كن

هفته چهاردهم: ادعاي واهي ممنوع

هفته پانزدهم: انكار حقيقت ممنوع(حتي اگر به ضررت باشد)

هفته شانزدهم: حرف هاي بدبينانه ممنوع

هفته هفدهم: حرف هاي آلوده به "ترس" ممنوع

هفته هجدهم: حرف هاي متناقض ممنوع

هفته نوزدهم: يا نگو يا به آنچه مي گويي عمل كن

هفته بيستم: تحقير ديگران ممنوع

هفته بيست و يكم: فقط حرفي را بزن كه از روي محبت باشد

هفته بيست و دوم: تا مطمئن نشده اي وعده اي نده

هفته بيست و سوم: كلام و انديشه و احساس و عمل خود را يكي كن

هفته بيست و چهارم:  با كلمات مختلف معني يك چيز را بفهم

هفته بيست و پنجم: آزار كلامي ديگران ممنوع(حتي اگر شوخي باشد)

هفته بيست و ششم: توهين و اهانت (به هر شكل) ممنوع

هفته بيست و هفتم: تكرار بيهوده جملات ممنوع

هفته بيست و هشتم: تمسخر ممنوع

هفته بيست و نهم: فرياد زدن بر سر ديگران ممنوع

هفته سي ام: نام خدا را به بزرگي ياد كن (اقلا 10 بار در روز)

هفته سي و يكم: حرف زدن با تكبر ممنوع

هفته سي و دوم: حرف هاي مخرب ممنوع (مانند بي عرضه، نادان، به در نخور و ...)

هفته سي و سوم: اهانت به خود ممنوع

هفته سي و چهارم: به گفتگوهاي دروني خود توجه كنيد ومنفي ها را تغيير دهيد

هفته سي و پنجم: به قول هايي كه در گذشته داده اي و بدانها عمل نكرده اي عمل كن

هفته سي و ششم: كلام ترديد آميز ممنوع(يا حرف نزن يا اگر گفتي محكم و بي ترديد  بگو)

هفته سي و هفتم: تمجيد بيجا از خود ممنوع

هفته سي و هشتم: تعارفات بيجا ممنوع

هفته سي و نهم: شكايت كردن و غر زدن ممنوع

هفته چهلم:  قسم خوردن ممنوع

هفته چهل و يكم: سخن چيني ممنوع

هفته چهل و دوم:حرف ازبيماري ممنوع

هفته چهل و سوم:   قضاوت كلامي ممنوع    

هفته چهل و چهارم: كوتاه بگو(به جاي يك صفحه يك پاراگراف، به جاي يك پاراگراف يك جمله ، به جاي يك جمله يك كلمه )

هفته چهل و پنجم: فقط متناسب با مخاطب ات سخن بگو

هفته چهل و ششم: حرف هاي دو پهلو ممنوع(صراحت مودبانه در بيان داشته باشيد)

هفته چهل و هفتم: "تظاهر" با كلام ممنوع(تظاهر كردن به چيزي كه نيستيد و از ته دل آنرا نمي خواهيد ممنوع)

هفته چهل و هشتم: پرخاش كلامي ممنوع(با عصبانيت و دلخوري حرف نزنيد)

هفته چهل و نهم: تعريف و تمجيد الكي از ديگران ممنوع

هفته پنجاهم: عيب جويي از ديگران  ممنوع

هفته پنجاه و يكم: كنايه و نيش زدن ممنوع

هفته پنجاه و دوم: فقط چيزي را بگو كه كاملا بدان اعتقاد داري

 

 جهت عضویت در باشگاه کلام خلاق، به آدرس زیر مراجعه نمایید:

http://www.hookaam.com/fa/component/user/register.html

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/04/21ساعت 12:5  توسط   | 

حذف كن!

هر چه زودتر چند واژه را از فرهنگ لغاتتان حذف كنيد. واژه هايي كه زندگي  را مسموم مي كنند . واژه هايي با انرژي منفي. واژه هاي تلخ. واژه هاي تند. واژه هاي سمي.

چند تايشان را من به شما مي گويم. بقيه را خودتان بايد كشف و سپس حذف كنيد.

" نمي توانم"، " بدبختم" ، "به آرزوهايم نمي رسم" ، "شانس ندارم" ، " عرضه ندارم" و...

بعد از حذف كردن ، عمده كار را انجام داده ايد اما هنوز كار ديگري باقي مانده است. اين كار استفاده از واژه هاي جانشين است. اين كلمات مسموم بايد با كلمات سالم جايگزين شوند. كلماتي مانند:

"مي توانم" ، "قدرت دارم" ، "خوشبختم" ، ” خوش شانسم" ، "توانمندم" و ...

انسان، اشرف مخلوقات است. او في نفسه موجودي است توانمند و پر قدرت. او به لطف خدا  همه ي ملزومات رسيدن به آرزوها را دارد. هوشمندي، قدرت، توانايي و ... اما واژه هاي تلخ ، زندگي و سعادت او را محدود و حتي مخدوش كرده اند. واژه هاي موفقيت را دوباره در زندگي تان زنده كنيد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/01/22ساعت 12:50  توسط   | 

بگذار رسيدن به آرزوها، آسانترين كار زندگي ات باشد

به زندگي امروز خود نگاه كن. به همه ي چيزهايي كه داري و به همه ي آنچه مي خواهي ، اما نداري .

به زندگي امروز خود نگاه كن و به همه ي آرزوها يت  فكر كن.

به زندگي امروز خود نگاه كن.  زندگي تو حاصل همه ي كلماتي است كه  از ابتدا تا به امروز گفته اي.

همه ي كلمات ، همه ي واژه هاي تو ، زندگي امروزت را رقم زده است.

به زندگي امروزت قانع نشو.

به كلماتت نچسب.

نقشه ي جديدي براي زندگي ات بكش .

كلماتت را مطابق نقشه ات بگو و تكرار كن.

كلمه هايت را عوض كن... و تغييرات باورنكردني  زندگي ات را شاهد شو.

بگذار گل كلامت در باغ جاودانه ات بشكفد... بگذار رسيدن به آرزوها ، آسان ترين كار زندگي ات باشد.

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/01/05ساعت 10:25  توسط   | 

 

قول می دهم این کار را برایت انجام دهم!

قول می دهم همیشه کنارت بمانم!

قول می دهم که . . .

بسیاری از ما بطور معمول در امور روزانه و در برخورد با اطرافیانمان از این عبارات و مشابه آن استفاده می کنیم و تا کنون به همدیگر قولهای بسیاری از این دست داده ایم.

اما به چند قول خود و با کیفیتی که می خواستیم عمل کرده ایم؟ و چقدر بابت آنهاییکه به آنها عمل نشده هنوز به هم بدهکاریم؟

«قول می دهم که . . .» یک نوع و ملموس ترین قولی است که ما با آن آشنا هستیم و اغلب گمان می کنیم که منظور از قرار و قول همین شکل است که گوینده در آن می داند که در حال بستن قراری  با دیگری است اما آنچه در نظر نمی گیرد آن است که آیا توان عمل کردن به آن را دارد یا نه!

نوع دیگری از قول دادن وجود دارد که گوینده به آنها واقف نیست. در این مورد سخنان گوینده به گونه ایست که در مقابل دیگران برای خود التزام و تعهد بوجود می آورد که مخاطب اغلب با بی توجهی و یا به قول معروف بدقولی او مواجه می شود. چرا که در اینجا مخاطب وجود دارد ولی گوینده به حضور وی آگاه نیست.

در نوع سوم، قولی مورد نظر است که توسط گوینده به خودش داده می شود. این مورد قراری ست که فرد با خود می گذارد که در اینجا مخاطب شعور درونی و یا شعور روحی وی است.

در هر سه نوع قولی که مطرح شد آنچه که مهم است این ست که چه به قول واقف باشیم یا نه ملزم به عمل کردن به آنها هستیم و در غیر اینصورت عواقب آن گریبانگیرمان می شود.

عمل نکردن به آنچه گفته می شود و قول های توافق شده باعث کم شدن اعتبار فرد نزد دیگران و نیز نزد خود درونی فرد و بعبارتی شعور درونی اش می شود و در نتیجه ی آن "حمایت طبیعی درونی مان کاهش پیدا می کند و ممکن است به تدریج در سرزمین وجود خود کاملاً بی اعتبار شویم، درست مانند پادشاهی که در کشورش اعتباری ندارد هرچند که عنوان پادشاه را یدک می کشد."

پس بسیار ساده تر و بهتر آن است که سخن و قولی را نگوییم که نمی دانیم می توانیم بدان عمل کنیم  یا نه!

و در واقع عمل کنیم بدانچه قول می دهیم تا پادشاهی قدرتمند باشیم که غولی جادویی دست بر سینه همیشه با ما باشد.  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/11/08ساعت 14:56  توسط   | 

 

مشهورترين قصة هزار و يک شب یعنی افسانه ی کهن چراغ جادو را به خاطر می آورید؟

چراغی با یک غول جادويي ساکن در آن که آماده ی اجرای اوامر دارنده ی چراغ بود! همه چیز برای غول قابل دسترس بود، همه چیز و همه ي آرزوها توسط او بر آورده مي شد.

شاید شما هم آرزوی داشتن یک چراغ جادو را داشته باشید. چقدر حاضرید برای آن هزینه کنید؟

این افسانه ی قدیمی و شیرین سالهاي سال  لالایی شبهای کودکي بسیاری از ما بود اما آن زمانها نمي دانستيم كه  افسانه ها حامل حقیقت راهی برای سعادت انسان هستند و البته که فسادناپذیرند.

حالا چشمان خود را ببندید و غول فرمانبردار چراغ را مقابل خود ببینید! بله شما هم صاحب یک چراغ جادو هستید ، فقط باید غول آن را ظاهر کنید .

 

به راستی هر انسانی دارای یک چراغ جادو یعنی همان دهان است و غول بخار شکلي دردل کلام اش پنهان است و کافی است کلام اش را به جوشش در آورد تا از آن بخار بلند شود و غول جادويي از میان آن ظاهر شود. 

حالا با دانستن اینکه هر یک از ما یک چراغ جادویی داریم به سراغ آن می رویم که چگونه غول را از چراغ بیرون آورده و با کمک غول به ارزوها و خواسته هایمان برسیم.

يكي از اين راهها ، به قول انسان مربوط مي شود در واقع عمل هميشگي به قول ،  كليدي است كه ميتواند قفل قدرت كلام را بشكند و انرژي هسته اي موجود در آن را آزاده كند و اين زمانی حاصل می شود که هرآنچه در گفتار فرد شنیده می شود در عمل وی نیز دیده شود. هرچه ادعا و گفتار بی عمل فرد کمتر باشد اعتبار او هم در نزد ديگران و هم در پيشگاه الهي و هم براي روح خودش افزون تر مي شود  در نتيجه احتمال قدرت يافتن كلام او افزايش مي يابد.

هنگامیکه کلام انسان قبل از بیان شدن از زوایای مختلف از جمله بعمل درآوردن آن توسط فرد گوینده بررسی می شود و بعبارتی پخته می شود، دارای بخار میگردد همانطور که از خوراک پخته بخار بلند می شود که حامل غول جادویی است و می شود آنچه می گوید.

پس ميتوان نتيجه گرفت:

"به قول ات عمل کن تا غول جادویی ات از میان بخار قول ات به تدریج ظاهر شود و ظاهر کند چه را می خواهی."1

   در پست بعدی به این موضوع می پردازیم که قول دادن خوب است یا بد؟ چه قولی را به دیگران بدهیم؟ و . . . 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/11/05ساعت 18:2  توسط   | 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/16ساعت 8:52  توسط   | 

فرمول مراقبت ويژه از انرژي جنسي

براي بسياري از ما اين سوال مطرح است كه انرژي جنسي انسان از كجا مي آيد و از چه جنس و از كدام سنخ است  و متاسفانه اين اعتقاد نادرست وجود دارد كه انرژي جنسي،  تنها وابسته به انرژي موجود در مواد غذايي مصرفي  ماست وتنها  تحت تاثير استراحت و خوابيدن ، كم و زياد مي شود. گرچه اين عوامل، در كيفيت و كميت انرژي جنسي انسان تاثيرگذارند اما در حقيقت، انرژي جنسي  از جنس انرژي حياتي است. انرژي حياتي همان نيروي زندگي است. نيروي لازم براي زنده ماندن. نيرويي كه بوسيله آن ميزان عمر ما و كوتاهي يا بلندي آن تعيين ميشود. هر يك از ما با ميزاني از انرژي حياتي به اين دنيا مي آييم. درست مانند اين است كه  هر يك از ما با يك ساك انرژي به اين دنيا مي آييم. اگر كسي بتواند سرمايه موجود در اين ساك را طوري به جريان  بيندازد كه سوددهي داشته باشد اين سرمايه بيشتر ميشود ولي اگر مدام از آن مصرف كند بزودي تمام  خواهد شد. مشكل اكثر ما انسانها اين جاست كه گمان مي كنيم با مصرف انرژي و نيروي جنسي، اين انرژي تمام نمي شود اما متاسفانه  نه تنها اين انرژي تمام شدني است، بلكه چون جنس اين انرژي از جنس انرژي حياتي ماست، مصرف آن  بر ميزان عمر و نيروي زندگي مان نيز تاثير خواهد گذاشت و آنرا كمتر خواهد كرد.

سوال مهمي كه در اين جا مطرح خواهد شد اين است: آيا با برقراري هر رابطه جنسي، از انرژي جنسي و انرژي حياتي ما كاسته  خواهد شد؟ آيا هيچ راهي براي افزايش انرژي جنسي و يا اقلا براي ثابت نگه داشتن آن وجود ندارد؟

در جواب بايد بگويم تنها يك نوع رابطه جنسي وجود دارد كه با برقراري آن ، نه تنها انرژي جنسي كمتر نمي شود و به هدر نمي رود بلكه نوعي شارژ انرژيك رخ ميدهد و انرژي طرفين بالاتر خواهد رفت. اين رابطه جنسي ، رابطه اي است بين دو نفر كه همديگر را به شكلي اصيل و حقيقي دوست دارند و كفو همديگر و هماهنگ با يكديگرند. در چنين حالتي انرژي به هدر نميرود و مانند ظروف مرتبطه ، بطور يكطرفه از ظرف وجود يكي به ظرف وجود ديگري سرازير نمي شود بلكه بنا بر قانوني شبيه به قانون  رزونانس فيزيك ، انرژي ها در كنارهمديگر تشديد شده و عملي مانند شارژانرژي انجام مي شود. كساني كه همديگر را  حقيقتا دوست دارند، با هم هماهنگي و هم ارتعاشي دارند،  و دوست داشتن متقابل و همانندي و هم آهنگي انرژيايي شان موجب ميشود انرژي هايشان در كنار هم رزونانس كند و تشديد شود و اين همان فرمول صحيح برقراري رابطه جنسي است. فرمولي كه ميتوان در زندگي و در روابط جنسي، از آن  استفاده كرد يا آنرا كاملا ناديده گرفته  و به فراموشي سپرد.

متاسفانه كساني كه انرژي جنسي خود را كه يكي از بزرگترين انرژي هاي انسان است ناديده مي گيرند و به فكر تشديد و افزايش آن نيستند و در مصرف آن افراط كرده و آنرا هدر ميدهند، بزودي با  نوعي كاهش كيفي و كمي انرژي حياتي روبرو مي شوند  كه حتي منشا آن را نمي شناسند . نوعي كسالت و خستگي ، به مرور زمان بر آنها عارض مي شود كه سعي مي كنند آن را با تغذيه و استراحت جبران كنند اما زماني فرا ميرسد كه مراقبت هاي جسمي هم نمي تواند تعادل انرژيايي آنها را برگرداند. به همين دليل بوده كه بزرگان و حكما در باره افراط در مصرف انرژي جنسي به انسان هشدار مي دادند و برخي مكاتب ، به طرزي افراطي برقراري روابط جنسي را غيرمجاز مي  شمردند. در حاليكه ميتوان انرژي جنسي را به هدر نداد و با همان فرمولي كه برايتان گفته شد به افزايش آن پرداخت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 8:19  توسط   | 

            

 ازدواج هاي با "كلاس" !

شما به چه دلايلي ازدواج مي كنيد؟ در ازدواج به دنبال بدست آوردن چه هستيد ؟ مي خواهيد به چه برسيد و چه چيزي برايتان مهم است ؟ به نظر شما بالاترين پتانسيل هاي ازدواج در ايجاد تغيير در زندگي ما چه هستند؟

گرچه مي توان بدون جواب دادن به اين سوالها ازدواج كرد اما بسيار موثرتر و مفيد تر است كه هر كس ، پيش از ازدواج ، كلاس ازدواج خود را بشناسد و تا جايي كه مي تواند آنرا ارتقا دهد. اين ارتقا ، رشد او را در بسياري زمينه ها تضمين خواهد كرد. همچنين شناسايي كلاس ازدواج افرادي كه براي ازدواج انتخاب مي كنيم ، كمك مي كند كه هماهنگي و همخواني طرف مقابل با خود را در حد موثرتري پيش بيني كنيم.

 خود من اولين بار كه  شنيدم ازدواج ،  كلاس يا طيف هايي دارد (چيزي حدود نه و بطور فشرده  چهار كلاس) تعجب كردم. گمان مي كردم همه انسان ها به دلايلي  كم و بيش مشابه هم ازدواج مي كنند و اهدافشان از ازدواج و آرزوهايشان در ازدواج  كم و بيش همانند هم است . اما با اطلاع از كلاس هاي ازدواج متوجه شدم كه اينطور نيست . در واقع ازدواج هر يك ما در كلاس بخصوصي از ازدواج ها مي گنجد و كسي در ازدواج موفق است كه بتواند كلاس ازدواج خود را ارتقا دهد و از يك به دو يا سه يا ... برساند.

بدين ترتيب كلاس اول ازدواج ، به نوعي تحت آگاهي كمترطرفين انجام ميشود و كلاس هاي بالاتر ، به ترتيب تحت آگاهي هاي بالاتر رخ مي دهند و بهره وري از ازدواج نيز به همين ترتيب افزايش مي يابد.

 

كلاس صفر در ازدواج

 بايد بگويم كه كلاس هاي ازدواج از يك ، شروع نمي شوند و كلاس صفر هم در ازدواج وجود دارد! شايد نامگذاري صفر به اين دليل است كه اين كلاس بهتر است با ارتقاي رشد و آگاهي انسانها از ازدواج و دستاوردهاي آن ، هر چه زودتر از صفحات ازدواج اشرف مخلوقات حذف شود و جايگزين هاي بهتري پيدا كند. به هر صورت  كلاس صفر، ابتدايي ترين حالت ازدواج است و مربوط ميشود به ازدواج هايي كه فقط  جنسيت يا روابط جنسي در آنها در نظر گرفته مي شود و اولويت دارد اطلاق مي شود. در واقع در اكثر موارد ، اين ازدواج ها  بدون بررسي عميق تر طرف مقابل وبدون توجه به شخصيت او انجام مي شود و گويي تنها پارامتري كه لحاظ ميشود همان جنسيت است. در چنين ازدواجي ، اصل ، برقراري روابط جنسي است. كه در نتيجه مي تواند با هر كسي برقرار شود. در نتيجه ، شخصيت، موقعيت، و وضعيت و شرايط  طرف مقابل اصلا مهم نيست. علائق و اهدافش هيچ ارزشي ندارد.حتي چهره و اندام و ملاك هاي ظاهري تر هم رنگي ندارند. او تنها بايد بتواند نياز جنسي را برطرف كند!

 

ازدواج "كلاس" يك

ازدواج كلاس يك ، به نوعي همان ازدواج هاي فيلمي است! در اين نوع ازدواج، زندگي مثل يك فيلم قشنگ تصوير ميشود و روياهاي طرفين شبيه به داستان هاي سيندرلايي يا فيلم هاي عشق و عاشقي دهه هشتاد هاليوود است . يك دختر و پسر كه دوستان خوبي هستند و همديگر را خيلي دوست دارند با هم به گردش و سفر و تفريح و مهماني و ... ميروند و از بودن با هم بسيار لذت مي برند و بالاخره  در حاليكه عاشق هم هستند ازدواج مي كنند و يكي دو تا بچه بدنيا مي آورند كه آن دوهم بچه هاي خوب و دوست داشتني هستند و همينطور به زندگي ادامه مي دهند تا ... اما تا كجايش هم چندان روشن نيست. چون آخر اين داستانها معمولا تا حدودي مبهم است و فقط يك فضاي شاد و سرسبز و سرزنده به تصوير كشيده مي شود.

اين كلاس، به رغم اين كه چندان واقعي هم نيست يعني در واقعيت بدين سادگي ها رخ نمي دهد اما بسياري از دختر و پسرها درگير آن هستند.زندگي را با اين رويا ها شروع مي كنند و تنها آرزويشان يك زندگي  خوب و راحت و مرفه  و توام با دوست داشتن است.

 

ازدواج "كلاس" دو

در ازدواج كلاس دو، اهداف كمي متفاوت تر مي شوند و به دستاوردهايي كه يك ازدواج مي تواند به همراه بياورد  توجه مي شود . طرفين تنها به يك زندگي معمولي و خوشحال كننده تن نمي دهند بلكه بواسطه ازدواج مي خواهند به چيز بزرگتري هم دست پيدا  كنند . در اين كلاس،  انتخاب همسر  به دليل (نوعي) اعتبار طرف مقابل انجام مي شود . در اين ازدواج،  يك يا هر دو طرف با پيوند با فردي كه اعتبار خاصي در يك (يا چند)  زمينه دارد  صاحب اعتبار جديدي مي شود. گويي هر يك  از طرفين (يا  يكي از آنها) ، يك كارت اعتباري بدست مي آورد و بواسطه  آن كارت اعتباري ،  در زندگي  با  نقطه عطفي مواجه مي شوند. نقطه عطفي  كه  اقلا شرايط زندگي و رشد و پيشرفت آنها را تغيير داده و تسهيل مي كند .نيز مانند يك سكوي پرتاب عمل  كرده  و مجوز ورود آنها را به  يك وادي جديد صادر مي كند . اعتباري كه آنها با زندگي تنهايي و مجردي هرگز، (يا لااقل باين راحتي ها) بدان دست نمي يافتند و از مزاياي آن بهره مند نمي شدند.  به بياني ديگر در اين نوع ازدواج، بودن طرفين با هم ، اعتبار دهنده و ارتقا دهنده و بهره مند كننده از نوعي مزاياي جديد است كه در بيشتر موارد جز با  ازدواج بدست نمي آمد.

 

 ازدواج "كلاس" سه

 در ازدواج كلاس سه ، ديدگاه طرفين ، نوعي ديدگاه هنري است. در اين كلاس ، هدف ، يك هدف جهاني است. خلق يك اثر، ايجاد تغييرات جهاني ، ايجاد يك ساختار جديد جهاني، كسب شهرت جهاني در يك زمينه و رشته خاص، يا چيزي نظير اين ها. در اين ديدگاه، در ازدواج و در انتخاب همسر يك سوال اساسي وجود دارد. اين كه طرف مقابل چه كمكي مي تواند به جهاني شدن من كند؟ چه كمكي مي تواند به تحقق من و آشكاري همه استعدادها و توانمندي هايم كند؟آيا من در كنار او مي توانم چيزي را خلق كنم و آثاري از خود بر جاي گذارم؟ مي توانم يك سياستمدار يا مثلا انقلابي يا دانشمند  بزرگي شوم ؟(بسته به خواسته ي شخص)، آيا من به كمك او مي توانم شكوفاتر شوم ؟ من در كنار او مي توانم به موفقيت هاي بزرگ و جهاني دست يابم؟ در كنار او روياهاي بنيادين و اصيل من تحقق مي يابند؟  و در درجاتي بالاتر ، با زندگي با او ماموريت و طرح الهي من اجرا و محقق خواهد شد يا نه ؟ و... اگر بله، او جفت خوبي براي من است  و اگر نه،  از ازدواج با او صرف نظر خواهم كرد.

 كلاس ازدواج شما چيست؟  كلاس ازدواج خود را بشناسيم و آنرا بالاتر ببريم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/07/23ساعت 14:59  توسط   | 

انرژي جنسي

انرژي جنسي يكي از مهمترين انرژي هايي است كه انسان امروز صاحب آن است. بسياري از صاحبنظران معتقدند كه انرژي و نيروي جنسي قابل تبديل به پول و ثروت و حتي قابل تبديل به موفقيت است. البته منظورم اين نيست كه اين انرژي را بايد تمام و كمال به چيزهاي ديگر تبديل كرد. چون طبيعتا بايد كاركرد اصلي خود را هم داشته باشد كاركردي كه تداوم نسل ، جزء كوچكي از آن است.

اما ما با انرژي جنسي خود چه مي كنيم؟ قديم تر ها اين انرژي تا حد زيادي سركوب ميشد . اكثر افراد در باره اين انرژي صحبت نمي كردند و سخن گفتن از آن را كاري زشت ميدانستند. امروز هم كه انكار و سركوب اين انرژي كمتر شده متاسفانه باز هم به اين انرژي ظلم مي كنیم و استفاده درستي از آن  بعمل نمي آوريم . آلان خيلي از جوانان ، خيال مي كنند اگر پيوسته رابطه جنسي برقرار كنند پسرها يا دخترهاي موفقي هستند .چون توانسته اند براي خود شريك جنسي و نوعي همپا براي لذت بردن  پيدا كنند. بعضي ها هم برعكس گمان مي كنند اگر با رابطه جنسي قهر باشند بهتر است.

اما حق با كيست؟

حق با كسي است كه بتواند انرژي اصلي و حياتي خود را با برقراري رابطه جنسي بيشتر كند! اما چگونه؟

قدم اول اين است كه انرژي جنسي و راههاي افزايش و عوامل كاهش آنرا بشناسيم . زمان آن رسيده كه با بزرگترين انرژي فعال خود كمي بيشتر آشنا شويم. انرژي جنسي را در بعضي از روابط جنسي مي توان افزايش داد. اما بدبختانه در بيشتر روابط ، با كاهش شديد انرژي مواجه ميشويم. انرژي اي كه كاهش شديد آن منجر به مرگ زود هنگام مي شود.

  

+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/11ساعت 10:52  توسط   | 

بالاخره با چه كسي ازدواج كنم؟

يكي از سوالات  اساسي كه اكثر جوان ها با آن روبرويند همين است. با چه كسي ازدواج كنم؟

جوابهايي كه اطرافيان ما به اين سوال ميدهند اينهاست: كسي كه پولدار باشد. آپارتمان و اتومبيل داشته باشد.كسي كه شغل خوب و درآمدزا داشته باشد. كسي كه خانواده اش خوب باشند. كسي كه تحصيل كرده باشد. كسي كه زيبا و جذاب باشد. كسي كه موقعيت اجتماعي خوبي داشته باشد. كسي كه پدرش پولدار باشد . كسي كه ...

اما نتيجه ازدواج هاي اينچنيني را هم در اطرافيانتان دنبال كنيد... متاسفانه بسياري از اين ازدواج ها به شكست منجر مي شود. به طلاق هاي با انزجار و بيزاري ، به آسيب هاي روحي و رواني و حتي جسماني. به آسيب هاي جدي به فرزندان. به دلزدگي ازجنس مخالف يا از زندگي مشترك و به هزار مشكل ديگر.

آمار بالاي طلاق در مملكت ما مربوط است به ازدواج هايي بدون معيار هاي صحيح ،ازدواج هاي بدون شناخت ، ازدواج هاي اجباري، ازدواج هايي بدون آمادگي ، ازدواج هايي از روي تقليد از ديگران و از همه مهمتر ازدواج هايي بدون عشق و بدون علاقه واقعي  ، كه بايد آمار متاركه ها ،آمار طلاق هاي زير يك سقف، آمار اختلاف نظر ها و سرخوردگي هاي زن وشوهر ها راهم به آنها اضافه كنيم.

اما چرا با كسي زندگي مي كنيم كه او را دوست نداريم؟ چرا به خاطر نظر مردم و اطرافيان، از روي ترس و هيجان و به تقليد از ديگران ازدواج مي كنيم؟

چون مي خواهيم به ثبات اجتماعي برسيم.مي خواهيم خانواده مان را خوشحال كنيم. مي خواهيم جلوي حرف و سخن مردم را بگيريم. مي خواهيم تفاوت سني مان با فرزندمان كم باشد! مي خواهيم همرنگ جماعت شويم. مي خواهيم با كسي رابطه جنسي داشته باشيم .مي خواهيم از دوستانمان عقب نيفتيم. مي خواهيم ...اما به اين دلايل ازدواج كردن ريسك بالايي دارد. لطف كنيد به اين دلايل ازدواج نكنيد!

بالاخره با چه كسي ازدواج كنيم؟ با كسي كه دوستش داشته باشيد واو هم شما را دوست داشته باشد . دوست داشتن عميق و واقعي نه سطحي و زودگذر . همين؟  نه . بايد هر دو ، دوست داشتن خود و طرف مقابل را محك بزنيد و به خود و طرف مقابلتان ثابت كنيد كه دوست داشتنتان حقيقي و پايدار است.محك بزنيد تا مطمئن شويد و پيش از محك زدن و مطمئن شدن تن به ازدواج ندهيد.

اما  به نظر شما چگونه بايد دوست داشتن خود و طرف مقابل را محك بزنيم؟ 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/05ساعت 14:18  توسط   | 

 

گواهينامه مهارت در رابطه ي جنسي!

امروز مي خواهم برايتان در باره مشكلات و مسائلي كه مربوط به روابط جنسي هستند سخن بگويم .

براي بسياري از زن و شوهرها سخت است كه در باره مشكلات جنسي شان صحبت كنند. آن ها در باره آب و هوا، سياست، فلسفه ، رفتار بد همسر يا فرزندشان راحت صحبت مي كنند اما در باره رابطه جنسي شان حرف نمي زنند. شايد هنوز هم پنهان كاري در زمينه هاي جنسي نوعي حفظ حرمت محسوب ميشود و هنوز افرادي هستند كه قبح مسائل جنسي براي ايشان زياد است . اما چاره چيست؟ بالاخره بايد راه حلي پيدا كرد.

من به عنوان يك روانشناس همه روزه با انواع مسائل  زن و مردها در اين زمينه  روبرو هستم.  چند تا از اين شكايت ها را برايتان انتخاب كرده ام. دقت كنيد:

1-    زن من مانند يك جسد با من برخورد مي كند. در زمان رابطه جنسي يا از من فرار مي كند يا آنقدر بي حال است كه من هم دلزده مي شوم. آيا اين رفتار زن من درست است ؟

2-    شوهر من در رابطه جنسي فقط به فكر خودش است. اصلا فكر نمي كند كه من هم بايد ارضا شوم. شايد هم اصلا نمي داند كه بايد به فكر ارضاي من هم باشد. چرا كسي  به آقايان ياد نمي دهد كه زن ها هم نياز جنسي دارند؟

3-    زن من وسواس دارد و حاضر نيست يك رابطه جنسي عادي داشته باشد. همه چيز را كثيف مي داند و مرا واقعا اذيت مي كند.آيا من بايد از خير رابطه جنسي بگذرم؟

4-    شوهر من ، بلد نيست مرا از نظر جنسي  تحريك كند. اگر خودم تحريك شده باشم ميتواند مرا ارضا كند اما حال و حوصله ي  وقت گذاشتن براي تحريك كردن مرا ندارد.  او خيال مي كند اين كار زائد است.

5-    شوهرم هميشه بو ميدهد. نه اهل عطر زدن است و نه اهل مسواك كردن. دلم نمي خواهد با او بخوابم!

وقتي تعداد شكايت ها در مشكلات جنسي زياد مي شود  هميشه به مهارت هاي جنسي فكر مي كنم. چيزي كه اكثر ما فاقد آنيم.  گرچه رسم است كه انواع مدارك تحصيلي براي ديپلم و ليسانس و دكترا و ساير مقاطع تحصيلي ، به افراد داده  شود اما هيچكس به فكر گرفتن يا دادن گواهينامه مهارت جنسي نيست.

 اما واقعا چه فايده اي دارد كه افراد بدون مهارت هاي جنسي وارد روابط  جنسي شوند ؟ اين درست مثل اين است كه  بدون داشتن مهارت حرفه اي ، وارد فن يا حرفه اي شويم . در اين صورت معلوم است كه هم كارفرما ناراضي خواهد شد و هم كار درست انجام نميشود.

گواهينامه مهارت جنسي هم  ، درست مثل مدرك ديپلم يا مدارك فني ، بايد توسط  هر كسي كه مي خواهد رابطه جنسي برقرار كند  ، دريافت شود . يعني فرد تلاش كند تا مهارت ها و دانش كافي در اين زمينه را بياموزد و سپس وارد انجام آن شود.  شريك جنسي  و شريك زندگي ما گناه نكرده كه بخواهد موش آزمايشگاهي شود و با ما وارد رابطه اي شود كه در آن نابلد و بسيار ناشي عمل مي كنيم و دست آخر هم هيچ لذتي نبرد و احساس كند از او سوء استفاده شده، درك نشده يا به خاطر رفتارهاي ناصحيح و چندش آور ما ، عطاي رابطه جنسي را به لقاي آن ببخشد!

گرچه اين روزها بسياري از دختر و پسرها گمان مي كنند در روابط جنسي ماهرشده اند و حتي در اين زمينه زياد ادعا دارند و لاف هم مي زنند اما تجربه نشان داده كه تئوري آنها خوب است نه عملشان! يعني در ابتدا ممكن است با مهارت بيشتري نسبت به نسل قبل از خود عمل كنند اما خيلي زود باورهاي عميق تر فرهنگي يا ترس هاي دروني يا بي مهارتي هاي عملي ، خود را نمايان مي كنند و مشكلات و مسائل طرفين آشكار ميشود. اما هر چيزي راه حلي دارد.

  

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/29ساعت 11:55  توسط   | 

شايد تعجب كنيد اما بزرگترين قدرتي كه در اختيار ماست همان قدرت كلام است. ما با قدرت كلام، مي توانيم  هر كاري انجام دهيم. كلام مانند چراغ جادويي است كه اگر آنرا درست تميز كنيد غول بزرگي از آن بيرون مي آيد تا در خدمت شما باشد. قدرت كلام بسيار بيش از قدرت عبارات تاكيدي است. قدرتي است كه ميتواند بيافريند ، تبديل كند، تغييرات كوچك و بزرگ ايجاد كند و انسان را به همه آرزوهايش برساند. قدرتي است براي دگرگون كردن كل زندگي . آنهم به ساده ترين شكل ممكن. قدرتي كه در دسترس همه انسان هاست و محدود به گروه خاصي نيست.

اما چگونه ميتوانيم از قدرت كلام استفاده كنيم؟ در حال حاضر ما كلاممان را به هدر ميدهيم. يعني با كلام خود درست مانند ريگ هاي ريز و درشت بيابان رفتار مي كنيم! اما كلام جواهر است .مانند الماس و ياقوت و زمرد است. بايد آنرا بجا و درست خرج كرد. هر كلمه اي كه ادا مي كنيم در رساندن ما به آرزوها نقش اساسي دارد. با كمك تمرين هاي كلام(كه البته بسيار فراتر از تكرار تاكيدهاي مثبت اند)  و با كمي مراقبه روي كلماتمان مي توانيم به قسمت هايي از گنج كلام دست پيدا كنيم . اول آرزويتان را مشخص كنيد. سپس كلامتان را بكار بگيريد.

شاگردان نزد پيرفرزانه‌اي  رفته بودند و پير به سؤالات آنان پاسخ مي داد. يكي از شاگردان گفت استاد بزرگوار، من گمان مي كنم كه در آينده استاد بزرگي خواهم شد و مثل شما، شاگردان بسياري خواهم داشت. پير گفت : بله، درست است. شاگرد ديگري گفت: امّا من گمان مي كنم در سنّ نوجواني خواهم مرد و هرگز به موقعيت انتخاب شغل نخواهم رسيد. استاد گفت: بله درست است!

شاگرد سوّم پيش آمد و گفت: من عاشق سياحتم و مي‌دانم كه همه‌ي عمر من صرف سفر خواهد شد و هرگز پايبند حرفه‌اي ثابت نمي‌شوم. در اين جا نيز پير فرزانه گفت: بله درست است!

كسي كه در آن نزديكي ايستاده بود و اين گفت و شنود را مي شنيد و در تعجب بود كه چگونه شاگردان هرچه مي‌گويند پيرفرزانه همان پاسخ را تكرار مي‌كند. پس پيش آمد،‌ اجازه خواست و گفت، سبب آن كه شما به همه‌اين نظرات پاسخ « بله درست است » ميدهيد چيست؟‌ اين پاسخ تكراري را هركسي مي‌تواند بدهد! پير كمي درنگ كرد و گويي چون دريافت سؤال مرد از باب تمسخر او نيست بلكه جوياي حقيقتي است گفت: پسرم هر آن چه از دهان تو خارج شود، زندگي ات همان خواهد شد! اگر مي خواهي استاد شوي، سياحتگر باشي، يا هرچيز ديگر، كافي است زبانت را در آن موضوع بچرخاني! اگرمي خواهي بميري يا بدفرجام شوي بازهم زبان را در آن جهت بچرخان!

داستان زندگي شما با كلام تان نوشته ميشود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/06/24ساعت 18:21  توسط   | 

به نام گشاينده درها

سلام

من تا كنون بيش از صد كتاب در موضوع موفقيت خوانده ام و از همه راهكارها و روش هايي كه اين كتاب ها ارائه داده اند يك دايره المعارف بزرگ تهيه كرده ام. حتي بعد از تهيه ي اين دايره المعارف باز هم دهها كتاب جديد در باره موفقيت مطالعه كردم و سعي كردم  روش هايي را كه در اين كتاب ها  مطرح شده محققانه تر بررسي كنم . در واقع مي خواستم  به عنوان يك روانشناس كه با مراجعين زيادي سرو كار دارد ، روش هاي موفقيت را نه تنها براي خودم ، كه  براي مراجعانم هم  كاربردي كنم . مدت زيادي هم  مقالات متعددي در باره موفقيت نوشته ام . شايد تعجب كنيد اما  بعد از تمام اين  تحقيقات و مطالعه ها ، اصلا  دلم نمي خواهد چند راهكار و  روش ارائه كنم   كه عده اي از افراد با انجام آنها موفق شوند. بلكه  آرزويم اين است كه روشي را بيابم و مطرح كنم كه باعث شود همه آدمها موفق بشوند. مخصوصا كساني كه در زندگي چندان موفق نبوده اند . كساني كه طعم شكست را چشيده اند  و  يك يا چند بار در زندگي برايشان  شرايطي پيش آمده كه خود را شكست خورده و بازنده حس كرده اند.

به نظر من روش درست در موفقيت بايد روشي باشد كه بتواند به همه افراد كمك كند. نه فقط به افرادي كه مثلا تحصيل كرده اند يا از امكانات مالي يا ... برخوردارند. از طرفي روش هايي را مي پسندم كه ساده و براي همه قابل دسترس باشند و مختص قشر يا طبقه خاص يا مخصوص سن يا جنسيت يا تحصيلات بخصوصي نباشند .

از آنجا كه جوينده يابنده است ، سرانجام روش هاي موثري را كه بطرزي استثنايي  درموفقيت همه انسان ها  كاربرد دارند يافتم و آنها را بصورت مقاله و كتاب  تدوين كردم و به چاپ رساندم. كاري كه براي من كه سالها در اين زمينه كوشش كرده بودم ، موفقيت بزرگي محسوب مي شد و از اين بابت خدا را شكر مي كنم. اين روش ها برگرفته از روش هايي كهن  و بنيادين است كه هم با ذات و جوهر انسان سازگاري دارد و هم با آموزه هاي ديني-مذهبي ما  همخواني و هماهنگي دارد و هم براي همه در دسترس و قابل درك است . من در اين وبلاگ سعي مي كنم اين روش ها و  بيشتر بينش هايي را كه همگي براي موفقيت لازم داريم به زبان ساده به  دوستداران موفقيت تقديم كنم و به سوالاتي  كه  برايتان پيش مي آيد پاسخ دهم . بنا بر اين شما در اين وبلاگ مي توانيد سوالاتي را كه در باره روش هاي موفقيت داريد بپرسيد. همچنين بنده به عنوان روانشناس و مشاور ، سوالات شما را در حوزه هايي نيز كه بطور غير مستقيم به موفقيت فردي يا خانوادگي منجر مي شود  ، پاسخ خواهم داد. حوزه هايي نظير ازدواج و  روابط جنسي ، كه شكست در آنها باعث ايجاد آسيب هاي جدي به ما مي شود.

من اين روش ها را در سه كتاب گرد آوري كرده ام كه مطالعه اين سه كتاب هم مي تواند د رپاسخگويي به سوالات شما موثر باشد. به تدريج اين كتاب ها را هم به علاقمندان آن معرفي خواهم كرد.

                                                                                                        رکسانا خوشابی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/06/19ساعت 18:18  توسط   |